سلام

     بیخودی دلتونو صابون نزنید هیچ خبری نیست

     دانشگاه به همون وضعیت افتضاحی که بود هست .... نه خیلی بدتر شده.

     می گید نه ؟!!!!! پس کلیک کنید.

نان بربری

 

بالاخره صدای بچه های مدیریت هم دراومد!

 

بای بای

 

 

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در سه شنبه سی ام آذر 1389 و ساعت 20:51 |

 

 دانشجویان عزیز لطفا برای آگاهی از نتایج امتحانات

 

و همچنین تاریخ اتخاب واحد

 

به سایت گلستان مراجعه نمایید.

 

 

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388 و ساعت 11:45 |
 

عکس های دانشگاه  کلیک کنید

كالا و خدمات ايراني برتر از كالاي وارداتي  کلیک کنید

هفته بیجار کلیک کنید

 

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در دوشنبه هجدهم آبان 1388 و ساعت 17:19 |

 

اطلاعیه حذف و اضافه

 

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت 17:13 |
سلام به همه

من نمیدونم توچه دانشگاهی اول برنامه ریزی میکنن بعد تصمیم میگیرن کلاسا کجا برگزار بشه!!!!!

سخنرانی داغ آقای محرمی در کلاس 103 دانشگاه مورخ 16/7:

اول سلام عرض میکنم به شما امیدوارم سال تحصیلی خوبی را شروع کرده باشید.

(خیلی ممنون از تبریک شما ولی ماهنوز سر کلاس نرفتیم و هنوز سال تحصیلی ای را شروع نکرده ایم)

هر مشکلی هست من در خدمت شما هستم

 (خواهش میکنم این حرفا چیه آقای دکتر،خدمت از ماست)


ابتدا آقای دکتر گوشش را به طرف دانشجویان برد وشروع به شنیدن کرد:


صحبتهای دانشجویان:آقای محرمی ما با نبود کتابخونه،با نبود غذا با همه کمبودای دانشگاه کنار

اومدیم اما با نبود کلاس و استاد نمیتونیم کنار بیایم.آیا درسته ما با درسای سختی که این ترم داریم هنوز که

 هنوزه حتی یک جلسه از کلاسای ما تشکیل نشده در صورتی که همه دانشگاهای پیام نور

حد اقل سه جلسه از کلاساشون رفته.این برنامه ریزی درسته که هر کلاسی را توی یه روز گذاشتن

یعنی ما برای درسامون باید همه روز هفته بیایم دانشگاه.این چه طرز برخورد کارمندا با ماست.

شما اگه نمیتونستید این دانشگاه را اداره کنید،این دانشگاه را منحل میکردید و دانشجویان را در

واحدای دیگه پخش میکردید.


حالا بخونید جواب آقای محرمی را در قبال صحبت دانشجویان:

 ببینبد در بین شما دانشجویان یه پنج درصد هستن که آنرمال هستن و شما اگه بدونید تو وبلاگ دانشگاه


چه نظراتی نوشتن.پیرینتشو برا من آوردن خوندم،اصلا حرفای خیلی بد.ما براتون وبلاگ گذاشتیم

 که اطلاعیه هارا بخوانید و نظر بدید و اگه سوالی داشتید به شما جواب بدیم!!!!

( خیلی ممنون وبلاگ دوماهه آپ نشده ،شما اصلا کی به وبلاگ سر میزنید که بخواهید به

 سوالات دانشجویان جواب بدید)

.ببینید کلاساتون چون جا نداریم این جوری شده و تشکیل نشده! برو به آقای اسلامی بگو بیاد:

آقای اسلامی اومد بنده خدا یه خورده خجالتیه تا آقای محرمی بهش نگفت بشین،نشست!

بعد از حضور ایشون گفت:اسلامی ما امروز نرفتیم فخر ایران.گفت چرا.گفت

تازه در بسته بوده از دیوار رفتیم بالا بعد دیدیم باید حداقل چهل میلیون خرج کنیم تا اینا کلاس بشه!

جاهای خوب که ما میتونیم بگیریم برای اجاره پول زیاد میخواد و ما بودجه نداریم!

جاهایی هم که مفت میدن باید با معتادین نظر آباد همنشین بشین،من خودمو جای شما میذارم،

شما جای خواهرای من هستید!خواهر من نمیتونه بیاد جایی که مقر معتادینه!

(من خیلی خوشحال شدم که دیروز خواهر آقای محرمی شدم و از این رابطه استفاده میکنم و

 اگه یه بار برم پ.ن مرکزمیگم:خواهر آقای محرمی هستم).


خوب اینجایه سوال پیش میاد:آیا رییسی که دلش برا خواهراش میسوزه

 باید تازه 16/7بیاد دانشگاه و دنبال جا ش بگرده یا باید حداقل یک یا دو ماه قبل

به فکرجا برا خواهراش باشه!و این که شما میگید دانشگاه منحل بشه شما میدونید این دانشگاه

اول چه وضعیتی داشته وما این وضعیتو از بدترین رسوندیم به بدتر!!!!و من خیلی ناراحت میشم

 وقتی که با وجود کارای زیادی که تو این دانشگاه شده شما میگید منحل بشه!شما فقط نیمه خالی

 
لیوانومیبینید نه نیمه پرشو!!!! اول گفته بودن شما برو اگه تونستی امکانات بدی که دانشکاه باشه

اگه نتونستی همرو بفرست برن پ.ن طالقان!!!چون دانشجویان اونجا کم هستن!!!

(من تا حالا اینو به کسی نگفتم)!!!

برادر محرمی به روحیه خواهراش خیلی توجه داره برای اینکه اعصابشون خط خطی نشه!!!

وبعد گفت ببینید به مافقط برا 300 دانشجوسهمیه غذا دادن!شماخودتونو جای من بذارید

 به چه دانشجویانی غذا میدید و چه روزی میدید

(والا تشکیل نشدن کلاس اینقدر برا ما سخت و سنگینه که نمیتونیم اصلا فکر کنیم و

 در رابطه با این موضوع کمکتون کنیم ولی ساده ترین راهی که به نظر میرسه اینه که اصلا غذا ندید)!!!!

بعد هر مشکلی که هست مکتوب بنویسید در صندوق ارتباط مستقیم بندازید من هر هفته در صندوقو باز میکنم

 نامه ها رو میخونم و جواب میدم.از طریق ایمیل هم میتونید مشکلاتتونو بگید من جواب میدم!!!

این حرفی که زد یه دروغ بزرگ بود،چون ایمیلشو یه قرن یه بار چک میکنه و یا اصلا چک نمیکنه

و جواب نمیده!!!!

من با کسی تعارف ندارم اگه ببینم کارمندی مشکل داره خودتون میدوند اخراج میکنم!!!

من حتی با آقای آردی هم تعارف ندارم اگه موردی ببینم بهش میگم:

(اگه میشه بهش بگو چرا از 7 روزه هفته 8 روز نمیای دانشگاه)


ایشون یه خورده راجع به حقوق اساتید صحبت کردن و گفتن پولی که بهشون میدن حتی به اندازه

پول کفشی هم که پاره میکنن ه نیست!!!


(آخه استاد به اون سن که نباید کفش پاره کنه!!!مگه فوتبال بازی میکنن)

آخه استادی که از لحظه سوار شدن تا لحظه پیاده شدن سوار ماشینه چه طوری کفشش پاره میشه!!!

مگه با خط یازده میاد!!!


من میخوام ببینم که آیا آقای محرمی جواب قانع کننده به دانشجویان دادن یا یه جواب سرگرم کننده؟

درد ما نبود استاد و کلاس بود و سپس شنیدن یه جواب منطقی بود اما شما ببینید که آقای محرمی

چقدر در این رابطه صحبت کردن!!!!هر زمان صحبت میکنن بیشتر صحبتاشونو به

 تاریخچه تشکیل این دانشگاه اختصاص میدن!!!ا

ین همه حرف زدیم وگفتیم بالاخره کلاسا کی تشکیل میشه ؟آقای دکتر گفت( شاید )پنج شنبه هفته آینده

تشکیل بشه!!!!

من که از صحبتای آقای دکتر چیزی دستگیرم نشد اگه شما چیزی متوجه شدید لطفا بگید!!!!!

 

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت 3:59 |
قابل توجه دانشجویان گرامی

 

به علت بی کفایتی آقای محرمی و بی مسولیتی آقای آردی و همچنین

 

 به دلیل بی عرضگی خانم بایرام زاده و آقای یکه فلاح

 

کلاس های دانشگاه تا اطلاع ثانوی تعطیل می باشد.

 

لطفا قبل از مراجعه به دانشگاه با واحد آموزش ( آقای فلاح)

 

تماس نگیرید چون هیچکدام از مسولین محترم تشریف ندارن!

 

در ضمن اگر هر کدام از مسولان محترم دانشگاه که در این اطلاعیه

 

نامشان برده شده دلایل دیگری برای عدم برگزاری کلاس ها دارند

 

 ما ضمن عذرخواهی حاضر به درج دلایل آنها هستیم.

 

دانشجویان معترض دانشگاه پیام نور نظرآباد

 

 

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در جمعه هفدهم مهر 1388 و ساعت 6:10 |

 

رزم آور نور تنها به نيروي خويش بسنده نمي كند ، پس، از نيروي هماورد نيز بهره مي جويد.

تنها سلاحش در آغاز نبرد، شيفتگي است و فنوني كه آموخته است.

هر چه نبرد اوج مي گيرد، بيش تر پي مي برد كه براي پيروزي، شيفتگي و آموزش كافي نيست.

 او را تجربه بايد.

پس دل خويش به روي كيهان مي گشايد، و از خدا الهام مي خواهد، تا هر ضربه دشمن،

 براي او درسي از دفاع باشد.

ياران ميگويند: " چه موهوم پرست! براي نيايش، از جنگ دست كشيده ،

 و او فنون هماوردش را قدر مي نهد!"

رزم آور نور در برابر اين نكوهش ها خاموش است.

مي داند بي قدرت الهام و تجربه ، تمام آموخته هايش بي ثمر است.

 

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 و ساعت 17:36 |
 

مطلب زیر در بخش نظرات دانشجویان درج شده است :

  باتبریک به مناسبت ماه مبارک رمضان


بنابردرخواست عده ای ازدانشجویان مدیریت وحسابداری برای رونق بخشیدن بیشتر به دانشگاه

 در رشته مدیریت و حسابداری در ترم جدید ازحضور استاد باران چشمه (ازاساتید نظراباد)

دعوت بعمل آورید.


باتشکر ازمسئولین دانشگاه پیام نور-جمعی ازدانشجویان رشته مدیریت وحسابداری

 

رزم آور نور : با امید به اینکه مسئولین دانشگاه به درخواست دانشجویان اهمیت بدهند!

 

 

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در دوشنبه دوم شهریور 1388 و ساعت 11:44 |

 

تمامی راه های جهان به قلب رزم آور ختم می شود؛

بدون درنگ ، در رود شوریدگی جاری در سراسر زندگی اش ، شیرجه می رود.

رزم آور می داند در گزینش خواسته اش آزاد است؛ شجاعانه ، مستقل، و گاه اندکی با جنون،

 تصمیم می گیرد.

هوس های خویش را قدر می نهد و لذت های پرشور خویش را.

 می داند نیازی به پس زدن شوق فتح نیست ،

که فتح بخشی از زندگی است و مایه ی شادی هر آنکس که در آن حضور دارد.

لیک هرگز چشم انداز امور پایدار را نادیده نمی گیرد،

و نیز پیوندهایی را که کهنگی زمان پدید آورده و استحکام بخشیده است.

رزم آور گذرا را از ماندگار تشخیص می دهد.

 

 

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در جمعه بیست و سوم مرداد 1388 و ساعت 18:8 |
 

رزم آور نور هرگز سپاس مندي را از ياد نمي برد.

هنگام نبرد، فرشتگان ياري اش مي رسانند؛ نيروهاي آسماني هر چيز را بر سر جاي خود مي نهند،

و او را اذن مي دهند تا بهترين خويش را عرضه دارد. ياران مي گويند:«بخت با تو چه يار است!»

و رزم اور بسيار فراتر از ظرفيت خويش به دست مي آورد .

پس، شامگاه به زانو در مي آيد و ردايي را مي ستايد كه پيرامون او، پشتيبان اوست.

ليك، سپاس مندي او، تنها به جان روح بسنده نيست؛ او هرگز ياران را از ياد نمي برد،

 چرا كه در ميدان نبرد، خون آنان با خون او مي آميزد.

رزم آور، نياز ندارد ياري ديگران را بيادش آورند،

 او خود به ياد دارد،

 و در پادافره خويش با ديگران سهيم مي شود.

 

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در شنبه هفدهم مرداد 1388 و ساعت 20:5 |
سلام

قرار بود مهر برگردیم اما اومدیم یه سر به دوستان بزنیم.

اخبار جدید :

۱- وبلاگ  دانشگامون  بروز شده : حتما  کلیک کنید.

 

۲- وبلاگ مدیریت (جستجوگر)  هم بروز شده : پس باز هم کلیک کنید.

 

۳-  وبلاگ دوستانه  دوست روان شناسمون  هم راه افتاده : این یکی رو هم کلیک  کنید.

 

فعلا خدانگهدار

 

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در پنجشنبه هجدهم تیر 1388 و ساعت 10:6 |
 

سال تحصیلی ۸۷-۸۸ به پایان رسید.

خداحافظ تا مهر ماه.

 

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در دوشنبه هشتم تیر 1388 و ساعت 17:32 |
 

 

میر حسن موسوی

حضور سبز

 

 

یاد یار مهربان آید همی

 

 

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 و ساعت 23:35 |
 

اگه دوست دارید از امور مالی دانشگامون یه خبر بگیرید:

 

کلیک کنید!

 

 

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 17:59 |
 

مطلب درج شده در این پست از وبلاگ دانشگامون بود (البته منبع اون رو نوشته بودم)

 

برای مشاهده لطفا کلیک کنید:

 

 

 وبلاگ من و ما 

 

 

در ضمن از دوست عزیزم جناب وکیل به علت عدم هماهنگی عذرخواهی می کنم.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 و ساعت 20:59 |
 

یه خبر جدید

مثل اینکه بچه های مدیریت هم یه تکونی به خودشون دادن. باورتون نمیشه؟ کلیک کنید

 

گزارش همایش

براشون آرزوی موفقیت میکنم.

 

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 7:17 |
 

 

انا لله و انا الیه راجعون

 

 

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 12:37 |
 
توجه : مطلب زیر در بخش نظرات وبلاگ درج شده و بدون هیچ گونه توضیحی عینا نقل گردیده است.
 
نویسنده: رنجیده خاطر
 
دوشنبه 24 فروردین1388 ساعت: 23:46
با سلام

یه گله یاشایدم درددل باشه چون که تاثیری در این دانشگاه نخواهد داشت ، از استادا خبر دارین کی ؟ همین استاد اصول فقه ، حقوق اساسی ؟ بله جناب آقای محمدی رو میگم ایشون جایی بهتر از اینجا برای بیان عقاید مذخرفشون ندارن ؟؟
نظامو اسلامو همه چیو زیر سوال میبره خیلی راحت ککشم نمیگزه اگه جای دیگه بود میتونس اینقد راحت باشه مسلما نه ، واما واسه چی اینجا راحته ؟ از بی مسوولیتی مسوولای دانشگاهو بی غیرتیشون یه حراست نداریم حالا به فرضم که بزارن یکی از بین خودشون و حتی بدتر که کارش هرهر کردن با دختراس
دیگه موندم چی بگم
واقعا اینجا دانشگاهه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شک دارم
+ نوشته شده توسط رزم آور نور در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 و ساعت 18:35 |
 

 

برنامه هفتگی

 

 

 به نقل از جناب قاصدک

 

 

 توجه :

 

مسولیت هرگونه اشتباه در برنامه لینک شده بالا به

 

عهده هیچ کس نمی باشد!

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 و ساعت 18:50 |

 

 

دانشگاه آزاد اسلامی واحد نظرآباد

 

 

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در پنجشنبه ششم فروردین 1388 و ساعت 23:0 |
 

سلام

سال نو رو با تاخیر یک هفته ای به همه دوستان عزیز تبریک میگم.

 

فعلا که دانشگاه تعطیله! پس تا دو هفته دیگه خداحافظ 

 

 

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در پنجشنبه ششم فروردین 1388 و ساعت 11:7 |

 

 

یه خبر از برنامه کلاسی دانشگامون

 

 

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در سه شنبه بیستم اسفند 1387 و ساعت 7:19 |

 

یه خبر درباره دانشگامون!

 

 

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 و ساعت 19:31 |
 

 با سلام خدمت دانشجوهای عزیز

با نهایت تاثر و تالم مصیبت واره به کلیه دانشجوهای بخت برگشته ای که برای دوره ICDL تو

 دانشگاه ثبت نام کردن و گیر یکی از شاهکارهای خلقت : سرکار خانم سیرانی افتادن

  تسلیت عرض کرده و صبر جزیل برایشان آرزومندیم.

 

منتظر درد دل شما دوستان داغدیده میمانیم.

 

 

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 22:45 |

سال ها بعد، وقتي مردي شده بود،به آن دهكده و ساحل دوران كودكي بازگشت.قصد نداشت گنجي در اعماق دريا پيدا كند؛شايد تمامش خيالات بود و هرگز در غروبي فراموش شده از دوران كودكي، صداي ناقوس هاي معبد مغروق را نشنيده بود. اما باز هم تصميم گرفت كمي آنجا بماند تا غرش باد و نغمه پرنده ها را بشنود. اما زبانش از حيرت بند آمد. روي شن ها ،همان زني نشسته بود كه برايش از جزيره و معبد گفته بود.

پرسيد:«اين جا چه مي كنيد؟»

زن پاسخ داد:« منتظر تو بودم

ديد كه زن ، با گذشت سال ها ، هيچ تغييري نكرده و حجابي كه موهايش را پنهان مي كرد، در اثر گذشت زمان، هيچ فرسوده نشده است.

زن دفترچه آبي رنگي با برگ هاي سفيد به او داد: «بنويس: رزم آور نور به چشم هاي كودك مي نگرد. اين چشم ها مي تواند جهان فارغ از تلخيدگي را ببيند. رزم آور نور، هرگاه بخواهد سزاواري شخصي را به اعتماد خود بسنجد، با چشم هاي يك كودك به او مي نگرد.»

- « رزم آور نور كيست؟»

زن با ليخند پاسخ داد: «او را مي شناسي.كسي است كه معجزه زندگي را مي فهمد، مي تواند به خاطر باور خويش تا پايان بجنگد، و آن گاه، بشنود صداي ناقوس هايي را كه دريا در سينه خويش مي نوازد.»

او هرگز خود را رزم آور نور ندانسته بود، و زن افكارش را خواند.

- « همه مي توانند چنين باشند. و هيچ كس خود را رزم آور نور نمي داند، هر چند رزم آور است.»

پسرك به صفحات دفترچه نگريست. زن باز لبخند زد و گفت:

- «درباره رزم آور بنويس»

....

+ نوشته شده توسط رزم آور نور در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 و ساعت 10:42 |


Powered By
BLOGFA.COM